|
سلام عرض ميكنم خدمت تمامي روزه داران عزيز(تاحالا اين مدلي سلام نكرده بودم نه؟!تعجب نكنيد،حقيقت گاهي اوقات شيرينه،ديگه فافا داره بزرگ ميشه شيطونياشم بايد كمتر بشه)... خوب دوستاي مؤمنمون چيكار ميكنن؟حسابي ازرفتن به مهموني خدا لذت ميبريداا،منم تازه از ديروز شروع كردم به روزه گرفتن،آخه تا پَريروزبوشهر بوديم،جاتون خالي برنزه كه چه عرض كنم سياه سوخته شديم برگشتيم،بيچاره فاميلامون توي اون گرما روزه ميگرفتن...خدا وكيلي آدم وقتي پيشه فاميلاشه درداشو فراموش ميكنه حتي هواي شرجي رو... گذشته ازاين حرفاامروز رفته بودم مدرسمون،كلي باترسو لرز وارد مدرسه شدم آخه تازه ميخواستم برم ثبت نام كنم،خدارو شكر بخيرگذشت ثبت نامم كردن(ازخداشونم باشه دختربه اين گلي دلشونم بخواد)روپوشمم گرفتم حسابي گشاد برداشتم آخه فاطمه خانوم امسال تصميم گرفته انضباطش 20 بشه،راستي يه خبرديگه:قراره با 5-6تا ازدوستام روزعيدفطربلند بشيم بريم مشهد اونم 3روزه البته اينم بدونيد كه ازطرف مدرسه قراره بريم،شنبه هم قراره برم دكورسالن رو بچينم(ما اينيم ديگه به خوش سليقه بودن معروفيم از هرانگشتمونم شونصدتا هنرميريزه)... ديگه دارم سعي ميكنم آپ هاي كوتاه ولي زود زود بكنم،الانم اين آپ يك چشمه از آپهاي كوتاهمه... پاييزهم تو راهه،پاييزفصله غمه اما دوسش داشته باشيدتااز بودنش لذت ببريد(ملك الشعراي پاييز) راستي مارو ازدعاي خيرتون توي اين ماه وشبهاي قدربي بهره نكنيد... ((مواظب خودتون باشيد)) ((خدا...حا...فظ...)) خدای من جا مونده از پرواز منم کی میشه وقت هجرتم دلم می خواد پر بزنم...
س...ل...ا...م،سلام،س...ل...ا...م خوبــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــد؟جیگر همۀ با معرفتارو برم که وقتی من بد قولی میکنمو آپ نمیکنم میانو کامنت میذارن،جیگرطلاها من تا امتحانام تموم شد حمله میکنم به کامنتینگتونو منفجرش میکنم... گفتم امتحان،آره دیگه امتحانای آخرسالو داریم میدیم،امروزم امتحان آمارودادیم،امتحانو درحد تیم ملّی خوب دادم،اینقدر خر زده بودم که سؤال تستیو تشریحی جواب دادم...آخی سال داره تموم میشه،خیلی باورنکردنیه...!!! این روزای آخرم که ماها فقط جامون تو دفتر مدیربوده،سر چیزایه خیلی بی خود گیر داده بودن...باید یه کلاس تربیت معلم واسه ما دانش آموزا بذارن تا بعضی از این معلمای بی ادبو تربیت کنیم البته این معلمای بی تربیتی که توی مدرسۀ ما هستن از نوع نایابشن،چون اگه بفرستیشون کانون اصلاح تربیتم باز کارخودشونو ادامه میدن،امیدوارم این نوع ازمعلما هرچه سریعترنسلشون منقرض بشه...برخلاف این معلما 2تا معلم داریم که واقعاً جیگرن یکی دبیر شیمی یکی هم ریاضی هر دوشون عشق به تمام معنان... از فروردین تاحالا که نبودم خیلی اتفاقات واسم افتاده...اتفاقات بد وخوب و وحشتناک وشگفت انگیز...اتفاقات بد مثل تصادفی که تو بوشهر کردیم،مثل وضعیت افتضاح روحی که واسم به وجود اومدکه خیلی از کثافتا به این وضعم انداخته بودن،مثل تهمت هایی که بهم زدنو صفحه پشتم گذاشتن ومثل رازهایی که نمیتونی حتی توی تنهاییت فاش کنی،دیگه چه برسه واسه بقیه بخوای بتعریفی...فکر کنید اون دخترشادوشنگول که یه شهرو رو سرش میذاشت اینطوری شده بود،البته الان شرایط روحیم خیلی بهتره دیگه به هیچ کدومش فکر نمیکنم مگه اینکه دوباره باهاش روبرو بشم...حالا اتفقات بد بسه.اتفاقات خوبم مثل عقد داییم وزن داییم توی عید که خیلی خوش گذشت وبراشون آرزوی سفید بختی میکنم و امیدوارم سالهای سال پشت هم باشن،هرچی فکرمیکنم اتفاق خوبی یادم نمیاد... راستی دوستای گل و بلبل من رشته ام ریاضی فیزیک بود اما واسه تغییر رشته اقدام کردم،میخوام برم تجربی،ایشالله سال دیگه سر کلاسشون میشینمو از درسو مشق میندازمشون... روز آخری تو مدرسه از دیوار راست بالا میرفتیم(خوب بابا یک سال جلومونو گرفته بودن ما هم بیشتر اذیتامونو جمع کرده بودیم واسه روز آخرکه حسابی هم ترکوندیم)...اونایی که توی کرج زندگی میکنن میدونن که25اردیبهشت چه بارون جیگملی اومد.ما هم بی معرفتی نکردیمو معلم شیمی رو گذاشتیم وسطوکلاس 2ریاضی راستی دبیر آمارمونو نگفتم،این دبیر آمارمون خیلی وحشیه،حدوداً37،38سالشه ولی هنوز مجرده،اونایی که فیلم park wayرو دیدن باید بدونن که کوهیار قبل از رها یه زن دیگه داشته که بخاطر شکنجه هایی که میشه دیوونه میشه و فرار میکنه،حالا ما تازه به این حقیقت پی بردیم که اون زنه همین معلم آمار ماست(فامیلیش ****** ولی ما بهش میگیم مرجانی)یه هفت تیر داره تو جورابش قایم میکنه جیکمون در بیاد یه تیر خلاصی نثارمون میکنه...هروقت باهاش کلاس داشتیم 5دقیقه بهمون وقت میداد تا بخندیم هرکسی هم که توی این 5دقیقه خندش نمیومد هفت تیرشو در میاوردو میذاشت روسرش که بخنده،ما هم معمولاً برای اینکه بیشتردیوونه اش کنیم بعد از همین 5دقیقه میخندیدیم... اِاِاِاِاِاِاِ داشت یادم میرفت،پرسپلیسی های عزیز هم بردتونو تبریک میگم...و بلاخره... راستی این6روز تعطیلی شماها چه دسته گلی به آب دادید؟شنیدم مراسم رحلت بنیان گذار انقلاب اسلامی رو توی شمال خیلی خوب برگزار کرده بودن،اینقدرخوب که جاده هارو ساعتی باز میکردن...خوش به حالتون ماکه ازکرج بیرون نرفتیم،به جاش مامان بزرگموخاله ام از بوشهر اومدن خونمون،خیلی حال داد... بچه ها یه سؤال میپرسم،خدا وکیلی روی منو زمین نندازینو جوابو بهم بدید... - میشه کسی یه نفروعاشقانه دوست داشته باشه بعد اونی رو که دوست داره یهو بذاره بره یا قهر کنه،بعدش اون کس بره بعدازچند مدت دیگه با یه نفر دیگه دوست بشه واونو مثل نفر قبلی دوست داشته باشه،بعد نفر قبلی برگرده و ابراز پشیمونی به اون کس کنه(همون کس که عاشق بوده)بعد اون کس بگه قلبمو فروختم...به نظر شما واقعاً میشه گفت اون کس عاشقش بوده؟یا این اسمش خیانت بوده؟ هممممممم...دیگه چی بگم؟من 3تا از امتحانم مونده،پس فردا هم امتحان هندسه دارم،خدا کنه خوب بدم...آخه هیچی ازهندسه بارم نیست،همیشه زنگ هندسه زنگ تقویت جسم و روح بوده...یا داشتیم میخوردیم یاداشتیم میخندیدیم... خوب دیگه من برم،هروقت تابستون اومدمنم میام... ((دوستون دارم سبد شبد)) ((بای بای)) ((هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم))
سلام٬خوب هستید؟در سلامتیه کامل به سر میبرید؟هـُـــع...این چند وقته که من نبودمو داشتم با گرفتاریام سرو کله میزدم شماها چَکار میکردید؟بدون ما خیلی خوش گذشت٬مگه نه؟
خوب دیگه بلاخره ته دیگ امتحانامونم خوردیم اما به دلیل واکنش های بسیار قوی گرماده خرخونی مخ ماهم تبدیل به جزغاله شد٬البته این اتفاقات واسه من نیفتاد٬شماها که منو میشناسید دیگه من اهله کتاب خوردن نیستم. توی کلاس ما همه بکس سروتونین مغزشون داره تموم میشه٬اما ماله منو ریحانه(رفیقم)زودترازبقیه تموم شد٬بخاطرهمینم پا شدیم رفتیم سیم چین آوردیموتمام بلندگوها وزنگهای سالن بالارو قطع کردیم٬نمیدونید که چه فازی میداد پرازسیگنال منفی بود٬ناظممون هم هرچی توی این میکروفون نعره میزد کسی نمیشنید٬واقعاً وقتی که صدای این ناظم پاچه گیرمونو نمیشنوی انگارهمه دنیارو بهت دادن(توهم فانتزی).ما یکی از بکس کلاسمونو با مشت های گره خورده حاجی صدامیکنیم ودربعضی مواقع حاجی فَشار٬آخه بنده خداهرروزفشارش می افته و ازحال میره(اینم باز بخاطرشیطونیهای ماست).حاجی هرروز وظیفشه که واسه من ساندیس بخره اگه نخره نمیذارم بره خونشون٬اون دفعه میخواست مارو فِربده و بااتوبوس بره٬اما من از اتوبوس کشیدمش پایین که بره واسم ساندیس بخره٬بیچاره یه امسال اومده توی مدرسه ما٬ولی به اندازه ۲۰سال پیرشده٬ازهمین جا بهت میگم:حاجی جون خدابهت صبر بده چون که به پیش دانشگاهی نرسیده جوون مرگ میشیو ناکام ازاین دنیا میری. جدیداًزدم توخط قلقلک دادن٬اگه بدونید که چقدرفازمیده٬برای قلقلک دادن باید شرایطش فراهم باشه٬اول از همه باید شخص مورد نظرو شناسایی کنیم٬بعد ازشناسایی باید ببینیم درصد جنبه اش در چه سطحیه٬بعد از اینکار یه تست میکنیم ببینیم طرف قلقلکی هست یا نه چونکه اگه نباشه اونروز باید به طور مداوم سوت بزنیم.حالا بهد از سنجیدن شرایط میفتیم به جون طرفو تا جایی که در توانمون هست قلقلکش میدیم وقتی دیگه صداش در نیومد ریحانه میپره روشو کروکیشو میکشه٬چون من همه این بلاهارو سر بکس کلاس آوردم اونروزی با هم هماهنگ کرده بودن که حسابی حال منو بگیرن وعجب حالیم گرفتن... بیــــــــــــــــق بــــــــــــوق بیق بوق بیــــــــــــــــق بــــــــــــوق...تعجب نکنید من دیوونه نشدم(آره جون عمّت)ما الان داریم دنبال ماشین عروس میریم٬دوست دارید بدونید عروس کیه داماد کیه؟آقا داماد یه شاخ شمشاد باکلاس تک پسره(قابل توجه خانوما)معرفی میکنم...دایــــــــــــــــــی جوووووونم٬پس بااین تعاریف معلوم میشه که عروس خانومم زن دایی منه٬ازش تعریف نمیکنم چون چشم میخوره درهمین حد بدونید که یه فرشته مهربونه(البته هنوز نامزدن).داییم بعد از مدتها طلسم مجردیو شکستو متأهل شد٬این بوقهای بالا هم واسه خاطر این نوشتم که یه وقت عقده ای نشیم.بچه ها هرراهکاری برای اذیت کردن این دو کبوتر عاشق میدونیدبه من پیشنهاد کنید تا من انجام بدمو اجماعاًحالشو ببریم(یا کامنت بذارید یاE-mailکنید). خوب حاله پرسپولیسیهای عزیزمون چطوره؟شنیدم خیلی خوشحالید(ایشالله همیشه این مدلی خوشحال باشید).خوشم میاد خودتونم قطبیو قبول ندارید...شنیدم که قراره نکبت واحدی به همراهیه قطبی توی سیرک پارک ارم کورس بندبازی بذارن،بچه ها بلیط برای همه رایگان رایگانه به اندازۀ ارزش خودشون،فقط دوستان عزیزی که برای تماشا میخوان برن موز یادشون نره چون این دو موجود شگفت انگیزخیلی موز دوست دارن(اگه نظری دارید بگید اگه هم میخواید بد برخورد کنید میگم پرسپولیسیها بی جنبه تشریف دارن). خوبدیگه باید اتاقمو تا ماه بعدی ترک کنم پرسپولیسیهای عزیزم از حرفام ناراحت نشید چون مطلب جنبه طنز داشت. طرفداران استقلال،طرفداران پرسپولیس وبی طرفان مواظب خودتون باشید تامن دوباره برگردم. ای کاش میدانستم اخر این جاده تنهایی به کدامین مقصد منتهی میشود که این چنین دلهره ماندن یا نماندن را در دلهای ما به جا میگذارد... زندگی همچون جاده ایست بی پایان که ما در خط چین های وسط ان قرار داریم...
سلااااااااااااااام شطولین جیگملهاااااااااا این کاریکاتور کلاسمونه که من کشیدم همه بچه ها ۱دونه دارن حتی مدیر...اگه تونستید منو این بین پیدا کنید من به وحشی بازی معروفم...بچه ها برای اینکه بهتر بتونید ببینید save کنید بعد ببینید نظر یادتون بره کشته شدید. تا بعد
سلاااااام يه سلام داغ داغ تابستونه اي به همه دوستان كه منتظرآپ جديدم بودن يه سلام ديگه كه به دوقسمت تقسيم ميشه واسه كنكورياست اينم كيك تولدم (خوب ديگه بهتره بيشتراز اين جوّگيرنشيم اين روزا هواخيلي گرم شده راستي اين طرح دوم بدحجابي خيلي خفن ** ماه قبلي يه نفركه مشكله روحي داشتو خوب ديگه خيلي حرف زدم تلافي اين چند وقته رو در آوردم خداحافــــــــــظ... -*-*-*- تولــــــــــدم مبـــــــــــــــــــــــــــــارك-*-*-*- ((آنچه برمن گذشت قلم سرنوشت بود وآنچه بربازيچه تقديرمن گذشت دست نويسي ازكپي تقدير عشق بود چه زيبا بود خاطره هايم ولي افسوس غباربي وفايي بر روي خاطره هايم پرده غم كشيد ومن درمرداب بي وفايي غرق شدم...))
سامُليكُم<~اين سلام لوتي واسه لوتي هاي كامنت بذار خوب حالتون چطوره حال منم خوبه يعني خيلي خوبه حرف نداره دوستان چي كارميكنيد با تابستون خوب چند روز ديگه(دقيقاً 10روز)بايد برم مدرسه راستي انتخاب رشته هم كردم .:.يه اتفاق خيلي با حال.:. امروز صبح واسه خودم ريلكس خوابيده بودم چه خوابايي ميديدم همه مَشتي خوب ديگه بي خيال اتفاقات بعدي قربووووون تك تك موهاي سرم (( زخمي بر پهلويم است و خون مي چکد و خدا نمک مي پاشدو من پيچ مي خورم و تاب مي خورم و ديگران گمانشان که مي رقصم من اين پيچ و تاب را و اين رقص خونين را دوست دارم چون به يادم مي آورد که سنگ نيستم چوب نيستم خشت و خاک نيستم که انسانم.))
سلام،سلامي ازعمق وجودم (اگه كسي تونست بفهمه عمق وجود كجا خلاصه ميشه من كليد طلايي وبلاگموبهش تقديم ميكنم وايييييي هوا چقدر گرمه بروبكس باحال وضدحال امتحانام تموم شد امروزبعداز ظهرم تولد تيناجونمه راستي امروز داداشم اومده بود مدرسمون دخترا خودشونو واسش تيكه تيكه ميكردن بعداز مشهدميريم شمال بعدش اردبيل سپس لرستان وبعدازسپس ميريم اصفهان از اونجاهم تور ميشيم ميريم شيرازوبوشهر پس به اميد آپ مجدد ((هميشه بدست آوردن اون كسي كه دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازمه كه ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميكنيم و با حسرت مي ميريم اين است مفهوم زندگي كردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مكن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم ))
السلام عليك يا وبلاگ السلام عليك يا دوستان how are you تون چطوره؟چه خطراااا ولي اين چند وقته كه من نبودم حسابي كارو بارم كساد بوده امسال خيلي زود گذشت به دبيرامون كه ميگيم امسال خيلي سريع گذشت ميگن از دست شما وروجكا واسه ماها خيلي دير گذشت ديروزم با بچه ها هوا خيلي گرم بود رفتيم آب بازي جاتون خالي خيلي خوش گذشت بروبكس دعاكن هم شروع كنن به دعا كردن تا تابستون باييييييييييييييييييييييييييييي ((يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالاوقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم)).
سييييييييييلااااااااااااااااااااااااااااام سال نو مبارك زود زود اصلاً نميتونم صبركنم تازه خيلي هم دير شده بايد زودتردست به كارميشدم هرچه سريعترعيدي هاتونو رو كنيد خوب ديگه چه خبرا؟خوش ميگذره؟به من كه خيلي خوش گذشت راستي يه خبربد البته خوبي بديش واسه شماها نيستوبه حال شماهيچ فرقي نميكنه خوب حالابذاريد خبرمو بگم يكي از بهترين،دوست داشتني ترين،باهوشترين،زبون بازترين دوستام كه ارشد اكيپمون بود تاچند روزديگه داره ميره آبادان ايشاالله دفعه بعدي باخبراي بهتري آپ ميكنم ((مي خواهم دستان التماسم راتا آسمان حضورت بالابگيرم تا شايد نورستاره هاي وجودت مرابه ضيافت روشناييها دعوت كند.مي خواهم به يادت سبزترين ترانه هاي عاشقي را زمزمه كنم وسرود زيبايي محبت را برايت بسرايم.ازبلنداي خلوتي پرخلوص ندايم را بشنو وآيه هاي عشق رابرايم تلاوت كن...))
سلام سلام هزارتا سلام تقديم به اونايي كه هم بانمكن هم بي نمكن وبعضيا شونم مثل خودم عسلن درانتظارعيدو عيدي گرفتنم ((فردا بوي حرفهاي تورا داردحرفهايي روشن از جنس آفتاب.فردا روز بزرگي است.روزي كه من تورا خواهم سرود.بي تو قامت نحيف شب بوها حتي زيرباران مي شكند.بي توهيچ رودي به فكر درياشدن نيست.بي توتمام پرستوهاي عاشق بي آشيان مي شوند.بي توحتي ماه هم درشبهاي تنها يي ام رغبت نمي كند سري به من بزند.بي تو هواي چشمانم هميشه باراني است)).
سلام به تمام خاشگلاي زشت قوووبون همتون بشم راستي ديروزبايكي ازبچه هاي كلاسمون براي چنددقيقه اي طرح دوستي ريختم درباره چيزاي مختلفي صحبت كرديم آخرش گفت تو توي اين دنياچي روخيلي دوست داري كه بخاطرش زنده اي؟جوابشو ندادم ولي خودش جواب خودشوداد ،بهش نميخورد اينقدردپسُرده باشه (( پس تاآپ بعدي وسلامي دوباره خداحافظ ((اي كاش هردوي ماپرنده اي بوديم ودرآسمان لاجوردي عشق بال ميگشوديم وصفاي دوستي رابهتراحساس مي نموديم.اي كاش توگلي بودي ومن تورادرگلدان قلبم مي كاشتم وصبحگاهان ازاشك چشم كه هرزمان ازگونه ايم جاري است به توآب مي دادم.درآن هنگام بودكه باهم سرود دوستي سرمي داديم وبرخاطره هاي پرازصداقت وشادابي خويش افتخارمي نموديم ولي افسوس كه چنين چيزي ممكن نيست)).
سلام،چطورين؟خوبين؟خوشين؟سلامتين؟چيكارميكنين؟چه خبر؟ مرسي منم خوبم گفتم كه خوش ميگذره چون واقعأخوش ميگذره بابچه هاي اكيپ خيلي حال ميكنيم <~ شب چله همتونم مبارك اميدوارم خوب خورده باشين~> ((البته تاريخ انقضاش گذشته ديگه شماببخشين شرمنده)) قربون همتون ((كجاست جاده اي كه من رابه توميرساند؟كجاست كسي كه آسمان رابه من نشان دهد.دلم ازاين همه ابر گرفته است.گناه من چيست؟نمي دانم شايد درمسيرآزمايشم.شايددرجاده هاي سرنوشت گم شده ام ودست تقديرمرا به اين سووآن سومي كشاند.گناه،آدمي راتامرزهاي جنون مي كشاند ودرلجنزارخود فرو مي برد،ولي كسي كه به ريسمان الهي چنگ مي زند،هرگز درباتلاق گناه فرونمي رود.))
سلام به بچه هاي نانازوبلاگ نويس خوفين ازدست خودموكارام عصباني شدم خسته خسته شدم بچه هاي بامرامي كه لطف ميكنن كامنت ميزارن بدونن كه من حتماً لطفشونو جبران ميكنم ((انگاه كه كبوترپرشكسته اي دراشيان ازستم مي نالد.انگاه كه بلبل افسرده اي ازوجودخدابه پاي گل خاك برسرمي ريزد.انگاه كه پرنده ااي سوخته،باتشنج واضطراب درراه شمع جان مي سوزاند.انگاه كه جويبارچون اشك بيچارگان جريان مي يابد.انگاه كه ابشارچون عاشق زارزمزمه مي كند.دران لحظه ابربهاري فراق يارمي گويد.دران هنگام فقط چهره زيباي ترادرنظرم مجسم ميكنم وهمواره نامت درذهنم خطورميكندوهمواره به يادتوهستم.اماچه كنم بااين روزگارغم انگيزكه نميشودستيزكردوچاره اي نيست جزسوختن وساختن))
سلام به بروبچس باوفاي نظربده ونظرنده اين وب قربون همتون بشم الهي توماه رمضوني كه من حسابي تيريپ تحول اومدم قربون همتون بشم تااپ بعدي خداحافظ ((کاش خورشید غروب نمی کرد به این زودیها کاش کشتی عمرت سلامت می رسید به این ساحل ها تا من تمام حر ف های دلم را برایت می خواندم آنقدر در خلوت تنهایی ام برایت شعر سرودم که نگو آنقدر در شب های تارم برایت ستاره چیدم که نگو آنقدر چشم براهت ماندم وگرسیتم که رودخانه ی چشمانم خوشکید آنقدر در کنار جاده ی زندگی ایستادم تا شاید تو را در کوچه پس کوچه های تنهایی بیابم اما اما افسوس از آن روزی که شنیدم دفتر زندگیت با یک خط نوشته به پایان رسید خورشید عمر تو غروب کرد و تو ستاره ای شدی در دل سیاه شب و خاطره ای غم انگیز که همیشه در دل تنها و شکسته ی من باقی خواهد ماند ))
|
About![]()
سلام مرسی ازاینکه به اتاق تنهایی من سرکی کشیدید حالا هم که اومدید یه ثوابی بکنیدولامپ این اتاقو روشن کنید(نظربدید)خوشحال میشم.
Home
|