تبليغاتX
.:.گفته های یکتای من.:.

دلم گرفته...
سلام سلام هزارتا سلام تقديم به اونايي كه هم بانمكن هم بي نمكن وبعضيا شونم مثل خودم عسلنخوب چطوريد؟خوبيد؟روبه راهيد؟خداروشكرمنم خوبمبه مرحمت شما چه خبرا؟دلم واستون خيلي تنگ شده بودچه خوب شد آپ كردما واي اگه آپ نميكردم دق ميكردمچون كه عيدهم نزديكه خريد عيدم هم مونده.خيلي ازشما دوستان بايد ميزبان باشيدو از مهموناتون پذيرايي كنيد ولي من مهمون ميشم ميرم مسافرت يه جايي كه مردمش خيلي خونگرمومهربون و مهمون نوازن ميرم به جايي كه زادگاهم بوده، بوشهراون پايين پاييناي ايرانه ولي بالابالاهاي مفتخرينه ايرانه،وقتي دارم ميرم ازشهر خيلي هاتونم عبور ميكنيم ولي من حسابي دلم واسه دريامون تنگ شده درياي جنوب واقعاً ته ته ته ديگه خيلي خوش ميگذرهولي من ازطرف خودم دعوتتون ميكنم بيايد و واسه خودتون حال كنيد خيلي خوش ميگذره حالا يه كم ازمدرسه بگم: من كه حسابي به هم ريختم قاط زدم كم آوردم قبلا"براي اين معلماخيلي شاخ بودم راحت جوابشونوميدادم تازه براي بچه هاي ديگه هم مجوزميگرفتم ولي نميدونم جديدا"چي شده ديگه اون فاطمه نيستم خيلي عوض شدم ازكاري كه ميكنم ميترسم حالا ترسش به كنارمعلما تهديدمم كردن موندم چيكاركنم آتيشموخاموش كنموديگه باهاشون لج نكنم يا ادامه بدم وخودمو به اين زوديا كنارنكشم ديگه مغزم كارنميكنه آخه هرچي نيرومحركه وفسفرداشتم واسه المپياد رياضي دادم درهرصورت ديگه حالم ازدفتركتابومدرسه به هم ميخوره ازصبح تاشب زيرنظراين ناظم هايي، من پايه اولم ولي ناظم 3تاپايه منوميشناسن،سركلاس كه ميشينم طاقت دوري از شايان رو ندارم به خاطرهمين دستمونو ميندازيم دور گردن همديگه و ميشينيم حالا اين معلما هم ديگه سوژه اي پيدا نكردن كه گيربدن سه پيچ كردن به ماكه خيلي بد سركلاس ميشينين به خدا پيامبرم اينجوري نبود كه اينا اينقدرواسه خودشون حديث ميگنو ادعاشون ميشه اين چند وقته هم هي درس ميدن كه ما نتونيم بريم لباس بخريم شدن سوهان اعصاب ماهم مونديم عيدو بچسبيم يا درسو مشقو،ما يعني من بقيه رو نميدونم تصميم گرفتم از2۴اسفند مدرسه نيام خوب 6ماه مدرسه بسه ديگه يك كم هم بايدنفس بخوريم اينجوري كه سرخرداد نرسيده تلف ميشيم تازه كلاس ما پرازمخ ونخبه است مخصوصاً شايان يه خرخونيه كه خداعالم است فقط اين خرخون نيست كل بچه هاي اكيپمون به غيرازمن همشونم به عنوان هميارمعلم درسا انتخاب شدن خوب اين نتيجه خرخونيه ديگه.

درانتظارعيدو عيدي گرفتنم مواظب خودتون باشيد منم سعي ميكنم باشم فعلاًباي ...

          

((فردا بوي حرفهاي تورا داردحرفهايي روشن از جنس آفتاب.فردا روز بزرگي است.روزي كه من تورا خواهم سرود.بي تو قامت نحيف شب بوها حتي زيرباران مي شكند.بي توهيچ رودي به فكر درياشدن نيست.بي توتمام پرستوهاي عاشق بي آشيان مي شوند.بي توحتي ماه هم درشبهاي تنها يي ام رغبت نمي كند سري به من بزند.بي تو هواي چشمانم هميشه باراني است)).

نوشته شده توسط فاطمه در تاريخ دوشنبه هفتم اسفند 1385 در ساعت 20:7
لينك ثابت |